۰۵ دی، ۱۳۹۰

دستگیری عبدالله برات، اما و اگرهای دیگر

دوشنبه شب، بین ساعت های 11-12 نیمه شب چندین پیامک کوتاه (Message) را دریافت نمودم که محتوای پیامک ها خبر دستگیری عبدالله برات و داوود وصل بود.
روز دوشنبه این خبر انعکاس بسیار گسترده ی فیس بوکی در پی داشتند.
بنده به عنوان یک شهروند عادی این ولایت و بدور از هرگونه حب و بغضی، می پذیرم که عبدالله برات یکی از فعالین محوری مدنی در بامیان است و اینکه ایشان به چه جرم و یا اتهامی دستگیر شده است کاملاً از آن  بی خبرم و هیچ اطلاعی ندارم.
ولی دستگیری ایشان می تواند محکی باشد بر تحمل پذیری، قانون مندی، آزادی های مدنی و از همه مهتر مشق و به تجربه گرفتن دموکراسی در بامیان و حکومتداری خوب آن.
قطعاً فعالین مدنی و طرفداران ارزش های مدنی و دموکراسی منتظر برخوردهای بعدی با این دو تن می باشند و اگر امروز قضاوت نتوانند، فرداها به درستی به قضاوت گرفته خواهند شد.
توقع می رود که تمام طرف های ذی دخل از برخورد سلیقه ای و برگرفته از حب و بغض های شخصی خود داری نمایند و برای نهادینه شدن ارزشهای انسانی و دموکراسی تلاش کنند.  

۰۹ مهر، ۱۳۹۰

سرگذشت پروژه گردن دیوال

منبع: لیگان؛ محمد سرور جوادی

قرار است پروژه گردن دیوال فردا توسط معاون دوم رییس جمهور وخیل وحشم شان رسما افتتاح گردد، این پروژه یكی از حیاتی ترین پروژه های زیر بنایی برای ولایات مر كزی كشور ویكی از بناهای مهم ترانسپورتی برای افغانستان ومنطقه است
گردن دیوال منطقه ای است در حصه دوم بهسود كه شاهراه كابل - هرات از آن می گذرد، در سال 1342 زمانی كه آلمانیها می خواستند این شاهراه را تمویل كرده هرات را از مسیر ولایات غور وبامیان ومیدان به كابل وصل نمایند، پروژه گردن دیوال در اسناد دولتی ثبت شد ولی حلقاتی در درون سلطنت ظاهر خان با این پروژه مخالفت كرده مسیر شاهراه از ولایات مركزی تغییر وبه سمت شرق وجنوب كشانده شد. جاده كابل - هرات كه اكنون ولایات میدان، غزنی، قندهار، زابل، نیمروز، فراه وهرات را در نوردیده به مرزهای غربی كشور می رسد در واقع پروژه تغییر یا فته گردن دیوال است.
آلمانیها مسیر تغییر یافته را تمویل نكردند اما ایالات متحده آمریكا در رقابت با روسیه كه شاهراه كابل - شمال از مسیر سالنگ را اعمار می كردند،دست به اقدام شده وجاده موجود اعمار گردید، در سال 1348 ظاهر شاه یك سفر به هزاره جات نمود ودر آن سفر عمده ترین خواست مردم مناطق مركزی احیای پروژه گردن دیوال بود، ظاهر شاه نیز به مردم وعده سپرد تا این پروژه احیا شود ودر همان سال این پروژه مجددا شامل اسناد رسمی دولت گردیده واز سال 1355 كار زیر بنایی آن آغاز وتا زمان كودتای كمونیست ها الی كوتل ملا یعقوب قسمت زیادی از كار های زیر بنایی این پروژه تمام شده بود.
از سال 57 تا سال 85 هیچ یادی ازین پروژه نمی شد ودرآغاز سال 85 تا جایی كه من اطلاع دارم برای اولین بار تعداد 12 نفر از وكلای هزاره در مجلس نمایندگان كه هسته گروه "مجمع سیاسی راه نو" را تشكیل می دادند در نشستی با رییس جمهور كرزی، ادامه كار این پروژه را جزء خواستهای اساسی شان مطرح وقرار شد در یكی دو جلسه كارشناسی وبحثهای تخصصی روی آن تصمیم گرفته شود كه سر انجام در بهار همان سال پیشنهادی از سوی 7تن اعضای این گروه امضاء وآقای كرزی حكمی را در پای آن صادر نمود" ملاحضه شد پیشنهاد اعضای ولسی جرگه منظور است، وزارت فواید عامه بطور عاجل جهت سروی ودیزاین آن جهت براورد بودجه ساخت اقدام ووزارت مالیه برای تمویل آن سه میلیون دلار تامین نماید"(متن سند موجود است)این حكم اگرچه دارای قید فوریت بود ولی صرف سروی ودیزاین را در بر می گرفت وبر خلاف خواست وتوافقات شفاهی هیچ اشاره ای به حدود زمانی احداث آن نداشت لذا تعداد زیاد تری از وكلای ولایات میدان، بامیان، دایكندی، غور،بادغیس وهرات طی نشستهایی با معاون دوم رییس جمهور وبه همراه ایشان باخود آقای كرزی اصرار ورزیدند كه این پروژه شامل بودجه ملی گردیده كار عملی آن آغاز گردد كه سر انجام آقای كرزی بتاریخ 24عقرب سال 85 حكم شماره 3296 را صادر نمود" بمنظور رفع مشكلات اهالی ولایات...وبملاحظه ورقه در خواست نمایندگان مردم در ولسی جرگه هدایت داده می شود: وزارت فواید عامه پروژه احداث واسفالت سرك بهسود(1)، غور وهرات را شامل پلان سال 1386 آن وزارت نموده وكار آن را در سال آینده آغاز نماید، همزمان با آغاز كار احداث واسفالت این سرك از كار های تخنیكی پروژه متذكره مطابق به نورم های بین المللی كنترل جدی به عمل آورد."(متن سند موجود است)
در بودجه ملی سال 86 سه میلیون دلار برای سروی ودیزاین این پروژه منعكس شد ووزیر فواید عامه از نمایندگان تقاضای مهلت نموده بود تا بتواند با فرصت بیشتر وكیفیت بهتر این پروژه را دیزاین نماید مگر این كار بسیار طولانی شد وسر انجام نمایندگان در جریان تصویب بودجه سال 89 بالای حكومت فشار آوردند كه تا زمانی كه برای این پروژه بودجه ساخت تخصیص داده نشود حاضر به تصویب بودجه نیستند. وزارت مالیه در تعدیل بودجه پیشنهادی 20 ملیون دلار را برای ساخت این پروژه از منابع مالی ملی در نظر گرفت. لیكن شروع كار عملی در سال 89 دیده نشد واكنون تازه نشانه های عملی دیده می شود.
قرار بود از ولایت هرات تا به مركز ولایت غور این پروژه توسط ایران تمویل وكار شود ولی ظاهرا با مخالفت آمریكا مواجه شده واینك اداره انكشافی ایالات متحده آمریكا مسؤلیت تمویل وساخت آن را به عهده گرفته است واز مركز ولایت غور تا قسمتی از بهسود را كشور هندوستان تمویل وكار می نماید باقی آن تا به دوراهی سیاه سنگ واتصال جاده به سرك كابل _ بامیان توسط بودجه دولت افغانستان ساخته می شود.
اكنون با گذشت 48 سال از عمر چانه زنی ها وگفتگو ها بر سر این پروژه نه از دولتمردان آن زمان كسی است كه بیل وكلنگی بر زمین بكوبند ونه از ظاهر شاه اثری كه بگوید من به وعده ام عمل كردم ونه البته بسیاری از وكلای دوره قبلی كه حاصل ماهها چانه زنی شان با كرزی وتمویل كنندگان را به یاد كسی بدهند، فردا تعداد دیگری از حاشیه می روند ونمایشی خواهند داد
برای من این نمایشها مهم نیست بلكه مهم آن است كه آیا زمان ساخت این پروژه همانند زمان منظوری اش طولانی خواهد بود؟ آیا ما در زندگی خواهیم توانست از منافع عمومی این پروژه بهره بگیریم؟ به هر حال این مسؤلیت جمعی ماست كه بر سر چنین پروژه هایی سخت گیر باشیم چون منافع آن به همگان می رسد این جاده فواید بسیاری دارد كه دلایل منطقی ما را برای قناعت حكومت وتمویل كنندگان تشكیل می داد.
بگذارید درین جا از دو خاطره تلخ یادی كنم: درسال 86 وقتی به تعطیلات تابستانی به مر كز بامیان رفتیم هر لحظه مورد انتقاد با میانی های مركز بودیم كه چرا سرك را به سوی بهسود وپنجاب برده اید؟ آن ها می گفتند چون وكلا از آن سمت هستند مر كز با میان را در حاشیه قرار می دهند در حالیكه منافع این جاده برای تمام افغانستان است وبه منطقه ای خلاصه نمی شود واز سوی دیگر بامیان از هر طرف در حال دست رسی به جاده های اسفالت می باشد وما با آگاهی ازین پروژه ها برای پروژه اساسی تری تلاش می كردیم. دیگر اینكه پارسال در حین كمپاین انتخاباتی روزی در ده سرخ یكه ولنگ صحبت می كردم وموضوع بحثم عمده ترین مشكل هزاره جات بود كه به نظر من محاصره بودن این منطقه وعدم دست رسی شان به ماركیت ها است وراه حل آن را ارایه می دادم. یكی از محصلین سال چهارم دانشكده حقوق وعلوم سیاسی دانشگاه كابل بر خواست وگفت:این حرفها بسیار كلان است وبلند پروازی هایی كه دست رسی به آن یك رویا است! توبه حیث یك وكیل بگوی كه برای ما محصلین چرا اطاق كرایه نكردی ویا كرایه موتر مارا ندادی؟! پاسخ من این بود كه مردمی كه اندیشه شان تا این حد محدود باشد، سر نوشت محتوم شان تكرار تاریخ وماندن در زاویه های فقر وتهیدستی است.

۲۶ شهریور، ۱۳۹۰

بامیان امن از نا امنی کشور در رنج است

مثل ما بامیانی ها همانند کسانی اند که سیگرت نمی کشند ولی در همسایگی و همجواری کسانی قرار دارند که اهل دود و سیگرت هستند و از دود و سیگرت دیگران رنج می برند و مبتلا به انواع و اقسام بیماریهای گوناگون می شوند.
در شرایط فعلی ولایت بامیان به صورت کلی ولایت امن است و مردم این ولایت در هر نقطه ای از این ولایت قرار دارند در صلح، آرامش و امنیت زندگی می کنند و در قسمت تأمین صلح و امنیت همکاری جدی و همه جانبه ی با مسئولین حکومتی و امنیتی نیز دارند ولی آنچه مایه نگرانی است همسایه ها و راههایی که به این ولایت منتهی می شوند می باشد.
این ابر سیاه نا امنی که بر آسمان دیگر نقاط کشور سایه افگنده بامیان را نیز متأثیر نموده است و دودی که در هلمند و قندهار و میدان از شعله های آتش مخالفان برخاسته گهگاهی آسمان بامیان را نیز مکدر می سازند و فضای بیم و هراس و وحشت می آفرینند.
مردم بامیان از دولت مرکزی و جامعه جهانی و قوت های داخلی و خارجی توقع دارند تا در قسمت تأمین امنیت راه های مواصلاتی منتهی به بامیان جدیت بیشتر به خرج دهند و نقاط آسیب پذیری مثل دره شکاری و دو آب میخ زرین را که از مناطق همجوار چون تاله و برفک تهدید می شوند را در طرق مختلف از جمله تحت فشار قرار دادن ولایات شان تأمین امنیت نمایند.
زیرا وقتی دولت در بخش انکشاف و سازندگی توجه نمی کنند ولی مردم بامیان این حق شهروندی را دارند تا مطابق میل و خواست شان زندگی نمایند و از امنیت و آرامش برخوردار باشند.

۳۰ مرداد، ۱۳۹۰

مجتمع علمی - فرهنگی امام صادق(ع) در حریم مسجد رهبر شهید استاد مزاری(ره) چه پیام دارد؟

كلنگ ساختمان مجتمع علمی فرهنگی امام صادق (ع) كه شامل دو سالن كتابخانه، مركز تحقیقات كامپیوتری و آموزشگاههایی در زمینه های عقاید، تاریخ ، تفسیر ، پژوهش و تحقیقات در علوم مختلف اسلامی؛ می باشد، با بودجه مالی حضرت آیه الله العظمی محقق كابلی  د ر مسجد رهبر شهید مزاری به زمین زده شد.
آنچه در پاراگراف بالا خواندید یک خبر بود که در بامیان و در داخل مسجد رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری (رحمت الله علیه) سنگ تهداب چنین ساختمانی گذاشته شد.
اما آنچه جای سئوال است این است که وقتی چنین ساختمانی نه تنها در حریم بلکه داخل مسجدی که دارای نام و عنوان مشخص می باشد ساخته می شود، عقلی و ایمانی و و جدانی باید نامش چه باشد؟
به باور این قلم نام این مجمتع باید مجتمع علمی و فرهنگی استاد شهید عبدالعلی مزاری می بود و اگر تمویل کننده ی آن مصر باشد تا مجتمعی با نام دلخواه خود داشته باشد باید در مکان دیگر بنا نهد، نه در مکانی که جزء اصلی مکانی دارای نام و عنوان.
به باور من این کار از دو حالت بیرون نیست: یا حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی (مدظله العالی) متوجه این مسئله نبوده و یا کسانی دیگری می خواهند که با ایجاد این مرکز و با نام و عنوان امام جعفر صادق (علیه السلام) زمینه های تغییر نام مسجد رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری را آهسته آهسته فراهم نمایند تا دیگر نامی از این منادی عدالت و حق طلبی برده نشود.
البته آنچه تذکر یافت به معنی مخالفت با نام امام صادق علیه السلام نیست بله مخالفت با اهداف کسانی است که ممکن به سر هوای حذف نام نامی رهبر شهید را می پرورانند. 

۲۶ مرداد، ۱۳۹۰

آثار تازه کشف شده در بامیان به نمایش گذاشته می شوند

آثار تازه کشف شده در بامیان به نمایش گذاشته می شوند
به زودی تعدادی از آثار تازه کشف شده در بامیان در معرض تماشای جهانگردان و گردشگران داخلی و خارجی گذاشته می شوند.
پروفیسور زمریالی طرزی، باستان شناس افغانی که در کاوشگری های امسال خود، این آثار تاریخی را کشف کرده است، در صحبت با خبرنگاران گفت: ما این آثار تاریخی تازه کشف شده را به این منظور به نمایش می گذاریم که همه بدانند که آثار تاریخی بامیان تنها بت ها و مغاره های بامیان نیستند بلکه آثار تاریخی جدید کشف شده ای که نهفته در خاک ها بودند نیز هستند که می توانند جهانگردان آنها را ببینند.
پروفیسور طرزی افزود: یکی از این آثار تاریخی تازه کشف شده که در معرض نمایش گذاشته خواهد شد، یک استوپه ی بودایی است که چهار طرف آن را دیوار گرفته ایم و سر آن را هم پوشانده ایم تا در اثر باد و باران بیشتر تخریب نشود.
سه استوپه ی دیگر هم هستند که ترمیم کرده ایم.
این نمایشگاه در معبد بزرگ بودایی موسوم به معبد شاهی برگزار می گردد که در سه سال اخیر توسط تیم به رهبری پروفیسور طرزی کشف شده است.
پروفیسور طرزی در کاوشگری های امسال خود پارچه های یک مجسمه جدید بودایی را کشف کرد که مجسمه سدوا گفته می شود و  مربوط به قبل از رسیدن به مرحله بودا می شود

۲۴ مرداد، ۱۳۹۰

یازده کشته و شش مجروح در یک حادثه ترافیکی دایکندی

سرکهای خراب خاکی و پر چاله و پیچ دایکندی، انتقام بی توجهی به خود و پخته نشدنش را از مسافران می گیرد. بخاطر همین هر از چندگاهی این چاله ها و ترکها دهن بازکرده چندین مسافر را قورت می دهند . بنا به گزارش خبرگزاری پژواک، در تازه ترین انتقامجویی سرکهای دایکندی در ولسوالی اشترلی و شهر نيلى مرکز ولایت دایکندی، یازده تن که یک تن از آنان یک دخترخردسال می باشد، جان باخته و شش تن دیگر جراحت برداشته اند.
در حادثۀ اولى که ناشى از واژه گون شدن یک عراده موتر نوع فلاینکوچ بود، شام دیروز در ولسوالی اشترلی، دَه تن جان داده و شش تن دیگر مجروح گردید. مرتضی عالمی زاده ولسوال اشترلی، (٢٣اسد) به آژانس خبری پژواک گفت که در این حادثه، یک عراده موتر فلاینکوچ در کوتل لوران خوشک، از سرک منحرف گردیده و چپه شده است.
به گفتۀوی، در این حادثه دَه تن بشمول یک دختر خُردسال جان باخته و شش تن دیگر نیز زخم برداشته اند.
در همین حال سمونمل روح الله مدیر ترافیک دایکندی، این حادثه را تایید نموده و به پژواک گفت که راننده، بعد از حادثه فرار کرده است.
سید جهان یکتن مسافرین ولسوالی اشترلی ـ نیلی به پژواک گفت: "ده راه می آمدیم که یک موتر فلاینکوچ ره، بیرون سرک دیدیم."
 براساس یک خبر دیگر، انحراف یک موترسایکل از سرک، شام دیروز در شهر نیلی، رانندۀ آن را به کام مرگ فرستاده است.
سمونمل روح الله مدیر ترافیک دایکندی، به پژواک گفت که این حادثه در نیلی مرکز این ولایت زمانی صورت گرفت که موترسایکل، بر اثر بی احتیاطی از سرک منحرف گردید و به مرگ راننده اش انجامید.
این درحالی است که ماه گذشته، بر اثر واژگونی یک عراده موتر فلاینکوچ در مرکز دایکندی، سه تن جان باخته و ١٢ تن دیگر نیز زخمی شدند.


۱۸ مرداد، ۱۳۹۰

علی قوم شاهی با توهین به رسانه های بامیان چه اهدافی را دنبال می کند

 به دنبال آن که مقاله ای در شماره 411 هفته نامه مشارکت ملی( ارگان نشراتی حزب وحد اسلامی افغانستان) بتاریخ 10 اسد سال روان، تحت عنوان( برخی از اصحاب رسانه ها مساوی است با اصحاب شکم)،پخش گردید، امروز تعدادی از خبرنگاران بامیان، نشر این مقاله را توهین به خبرنگاران دانسته و با فرستادن اعتراض نامه ای، از مسئولین هفته نامه مشارکت ملی، و چند نهاد مدنی و اجتماعی دیگر خواستار پیگیری قانونی موضوع گردیدند.
این جانب، به عنوان فردی که چند سالی افتخار بودن در کنار ژورنالیستان بامیان به عنوان عضوی از این خانواده را داشته ام و مدت قریب به سه سال است که در حکومت و اداره محلی بامیان به عنوان سخنگوی و مسئول مطبوعاتی مقام محترم ولایت ایفای وظیفه می کنم، اطمینان دارم که نوشته علی قوم شاهی اهداف خاصی را دنبال می کند که ممکن رویکرد واقع بینانه و حقیقت گرایانه ی ژورنالیستان و خبرنگاران محترم، پرتلاش و متعهد بامیان را نتوانسته برتابد و اینگونه یاوه سرایی نموده است.
متن نامه اعتراضیه خبرنگاران بامیان به شرح ذیل می باشد
به اداره محترم هفته نامه مشارکت ملی!
طرحی برای سرکوبی رسانه ها  با اتهامات و کذب محض
مورخ 17/5/1390
 مقاله  که (تحت عنوان برخی  از اصحاب رسانه مساوی است با اصحاب شکم) که در شماره 411 مورخه 10/اسد 90 هفته نامه مشارکت ملی ارگان نشراتی حزب وحدت اسلامی افغانستان به نشر رسیده است و در این مقاله  چهل تن از ژورنالیستان دو ولایت کشور را بطور مرموزانه تشبیه به حیوان و تروریست نموده است، به جوابیه این نویسنده چنین مینگاریم
1-  ما بدین باوریم هستیم که "  علی قوم شاهی " نام مستعار است و نام نویسنده این مقاله در تذکره شهروندی اش چیز دیگر است . وانگیزه اینکه این نویسنده از نام مستعار استفاده نموده گواه بر اتهام و شایعه سازی او می باشد و از جانب دیگر شاید جاسوس  اطلاعاتی و مزد بگیر کشورهای بیگانه باشد و ژورنالیستان که همواره دستهای مخرّب در این خاک را افشا کرده و می کنند ، از این طریق هدف قرار داده و زمینه نفوذ سیاسی و اطلاعاتی بیگانگان را فراهم نماید.
2 - ژورنالیستان مزاحی که دربین خود دارند و به شوخی با یکدیگر میگویند برنامه محتوا دارد و یا خیر، صرف شوخی بین این صنف می باشد، اما نویسنده از آن به عنوان تحقیق دروغین یاد نموده که این عمل به وضوح که کاغذ سیاه کرده است تا ذهنیت جامعه را نسبت به خبرنگاران بدبین سازد. اگر کوچکترین اسنادی این نویسنده در مورد ادعای پوچ خود میداشت از این دو ولایت نام میگرفت.  
3 - اتهامات دروغین  به چهل تن از ژورنالیستان دو ولایت، که محتاج رسانه و خبر نگار است، طرحی سیاه برای خفه نمودن آزادی بیان  می باشد و ما باورمندیم چنانچه این نویسنده هفته نامه  مشارکت ملی را استعمال نموده خودهم مستعمله ای با دارانش می باشد برای نابود ساختن رسانه ها واهالی مطبوعات در این دو ولایت.
4 - ما میپذیریم که در این دو ولایت حتی یکتن از ژورنالیستان در رشته ژورنالیزم تحصیل نکرده اند ونمیگوئیم که شامل اصلاحات نشوند  اما هر کدام از این ژورنالیستان   با سوادند وبیش از ده سال کار رسانه ای میکنند وخبرنگاران ملی وبین المللی هستند مقایسه این ژورنالیستان با تروریستان که در مقاله نویسنده آمده جفای نا بخشیدنی به حق جمع این خبر نگاران است .
5- در قسمتی از این مقاله مرموزانه  ژورنالیستان را تشبیه به حیوان کرده است در این مورد حرفی نداریم و نمایانگر شخصیت نویسنده آن مقاله می باشد.
6- ژورنالیستانی که با نشر مقاله کاذب از آدرس نشریه وزین مشارکت ملی هتک حرمت گردیده نهایت تاسف خودرا اعلان میدارند که  مسئولین این نشریه هرزه گوئیهای شخص عقده مند را به نشر سپرده و با تاختن به آبرو وعزت چهل تن از ژورنالیستان وسیله شده است.
از مسئولین هفته نامه  مشارکت ملی توقع داریم تا در زمینه این مقاله توهین آمیز، موضع گیری هفته نامه خود را  در یک سطر کوچک  مشخص سازند.
7- بی اعتبار ساختن رسانه ها واهالی مطبوعات در این دو ولایت کار شخص نویسنده نیست و طرح خطر ناکیست که از طرف باداران وی اعمال میگردد.
8- ما جمع ژورنالیستان متضرر احساس می کنیم که برای تضعیف و یا برچیدن ژورنالیستان طرح های مخربانه دیگری نیز وجود دارد، بناءً از دولت افغانستان میخواهیم که جداً تحقیقات خود را در زمینه آغاز نماید و سرنخ این حرکت های ضد دمکراسی و آزادی بیان را پیدا نموده، از ریشه آنرا خنثی سازد، زیرا یکی از دست آورد مثبت حکومت، رشد آزادی بیان در کشور می باشد، نشود خدای نخواسته این دست آورد  ضرب صفر گردد.
 قابل یاد آوری است تمام خبرنگاران بامیان در پای این اعتراض نامه امضا نموده و رونوشت های آن را به دفاتر ذیل فرستادند.
    دفتر ولایت بامیان
    حزب وحدت اسلامی افغانستان
    ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بامیان
    دفتر سیاسی ملل متحد در بامیان
    تیم بازسازی ولایتی بامیان
    اتحادیه ملی ژورنالیستان
    اتحادیه سفما
    اداره  نی (دیده بان رسانه ها)
    مرکز همبستگی رسانه ها (مهر)
پایگاه اطلاع رسانی صدای جوان
محمدزمان احمدی
بامیان- 17اسد