۲۶ شهریور، ۱۳۹۰

بامیان امن از نا امنی کشور در رنج است

مثل ما بامیانی ها همانند کسانی اند که سیگرت نمی کشند ولی در همسایگی و همجواری کسانی قرار دارند که اهل دود و سیگرت هستند و از دود و سیگرت دیگران رنج می برند و مبتلا به انواع و اقسام بیماریهای گوناگون می شوند.
در شرایط فعلی ولایت بامیان به صورت کلی ولایت امن است و مردم این ولایت در هر نقطه ای از این ولایت قرار دارند در صلح، آرامش و امنیت زندگی می کنند و در قسمت تأمین صلح و امنیت همکاری جدی و همه جانبه ی با مسئولین حکومتی و امنیتی نیز دارند ولی آنچه مایه نگرانی است همسایه ها و راههایی که به این ولایت منتهی می شوند می باشد.
این ابر سیاه نا امنی که بر آسمان دیگر نقاط کشور سایه افگنده بامیان را نیز متأثیر نموده است و دودی که در هلمند و قندهار و میدان از شعله های آتش مخالفان برخاسته گهگاهی آسمان بامیان را نیز مکدر می سازند و فضای بیم و هراس و وحشت می آفرینند.
مردم بامیان از دولت مرکزی و جامعه جهانی و قوت های داخلی و خارجی توقع دارند تا در قسمت تأمین امنیت راه های مواصلاتی منتهی به بامیان جدیت بیشتر به خرج دهند و نقاط آسیب پذیری مثل دره شکاری و دو آب میخ زرین را که از مناطق همجوار چون تاله و برفک تهدید می شوند را در طرق مختلف از جمله تحت فشار قرار دادن ولایات شان تأمین امنیت نمایند.
زیرا وقتی دولت در بخش انکشاف و سازندگی توجه نمی کنند ولی مردم بامیان این حق شهروندی را دارند تا مطابق میل و خواست شان زندگی نمایند و از امنیت و آرامش برخوردار باشند.

۳۰ مرداد، ۱۳۹۰

مجتمع علمی - فرهنگی امام صادق(ع) در حریم مسجد رهبر شهید استاد مزاری(ره) چه پیام دارد؟

كلنگ ساختمان مجتمع علمی فرهنگی امام صادق (ع) كه شامل دو سالن كتابخانه، مركز تحقیقات كامپیوتری و آموزشگاههایی در زمینه های عقاید، تاریخ ، تفسیر ، پژوهش و تحقیقات در علوم مختلف اسلامی؛ می باشد، با بودجه مالی حضرت آیه الله العظمی محقق كابلی  د ر مسجد رهبر شهید مزاری به زمین زده شد.
آنچه در پاراگراف بالا خواندید یک خبر بود که در بامیان و در داخل مسجد رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری (رحمت الله علیه) سنگ تهداب چنین ساختمانی گذاشته شد.
اما آنچه جای سئوال است این است که وقتی چنین ساختمانی نه تنها در حریم بلکه داخل مسجدی که دارای نام و عنوان مشخص می باشد ساخته می شود، عقلی و ایمانی و و جدانی باید نامش چه باشد؟
به باور این قلم نام این مجمتع باید مجتمع علمی و فرهنگی استاد شهید عبدالعلی مزاری می بود و اگر تمویل کننده ی آن مصر باشد تا مجتمعی با نام دلخواه خود داشته باشد باید در مکان دیگر بنا نهد، نه در مکانی که جزء اصلی مکانی دارای نام و عنوان.
به باور من این کار از دو حالت بیرون نیست: یا حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی (مدظله العالی) متوجه این مسئله نبوده و یا کسانی دیگری می خواهند که با ایجاد این مرکز و با نام و عنوان امام جعفر صادق (علیه السلام) زمینه های تغییر نام مسجد رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری را آهسته آهسته فراهم نمایند تا دیگر نامی از این منادی عدالت و حق طلبی برده نشود.
البته آنچه تذکر یافت به معنی مخالفت با نام امام صادق علیه السلام نیست بله مخالفت با اهداف کسانی است که ممکن به سر هوای حذف نام نامی رهبر شهید را می پرورانند. 

۲۶ مرداد، ۱۳۹۰

آثار تازه کشف شده در بامیان به نمایش گذاشته می شوند

آثار تازه کشف شده در بامیان به نمایش گذاشته می شوند
به زودی تعدادی از آثار تازه کشف شده در بامیان در معرض تماشای جهانگردان و گردشگران داخلی و خارجی گذاشته می شوند.
پروفیسور زمریالی طرزی، باستان شناس افغانی که در کاوشگری های امسال خود، این آثار تاریخی را کشف کرده است، در صحبت با خبرنگاران گفت: ما این آثار تاریخی تازه کشف شده را به این منظور به نمایش می گذاریم که همه بدانند که آثار تاریخی بامیان تنها بت ها و مغاره های بامیان نیستند بلکه آثار تاریخی جدید کشف شده ای که نهفته در خاک ها بودند نیز هستند که می توانند جهانگردان آنها را ببینند.
پروفیسور طرزی افزود: یکی از این آثار تاریخی تازه کشف شده که در معرض نمایش گذاشته خواهد شد، یک استوپه ی بودایی است که چهار طرف آن را دیوار گرفته ایم و سر آن را هم پوشانده ایم تا در اثر باد و باران بیشتر تخریب نشود.
سه استوپه ی دیگر هم هستند که ترمیم کرده ایم.
این نمایشگاه در معبد بزرگ بودایی موسوم به معبد شاهی برگزار می گردد که در سه سال اخیر توسط تیم به رهبری پروفیسور طرزی کشف شده است.
پروفیسور طرزی در کاوشگری های امسال خود پارچه های یک مجسمه جدید بودایی را کشف کرد که مجسمه سدوا گفته می شود و  مربوط به قبل از رسیدن به مرحله بودا می شود

۲۴ مرداد، ۱۳۹۰

یازده کشته و شش مجروح در یک حادثه ترافیکی دایکندی

سرکهای خراب خاکی و پر چاله و پیچ دایکندی، انتقام بی توجهی به خود و پخته نشدنش را از مسافران می گیرد. بخاطر همین هر از چندگاهی این چاله ها و ترکها دهن بازکرده چندین مسافر را قورت می دهند . بنا به گزارش خبرگزاری پژواک، در تازه ترین انتقامجویی سرکهای دایکندی در ولسوالی اشترلی و شهر نيلى مرکز ولایت دایکندی، یازده تن که یک تن از آنان یک دخترخردسال می باشد، جان باخته و شش تن دیگر جراحت برداشته اند.
در حادثۀ اولى که ناشى از واژه گون شدن یک عراده موتر نوع فلاینکوچ بود، شام دیروز در ولسوالی اشترلی، دَه تن جان داده و شش تن دیگر مجروح گردید. مرتضی عالمی زاده ولسوال اشترلی، (٢٣اسد) به آژانس خبری پژواک گفت که در این حادثه، یک عراده موتر فلاینکوچ در کوتل لوران خوشک، از سرک منحرف گردیده و چپه شده است.
به گفتۀوی، در این حادثه دَه تن بشمول یک دختر خُردسال جان باخته و شش تن دیگر نیز زخم برداشته اند.
در همین حال سمونمل روح الله مدیر ترافیک دایکندی، این حادثه را تایید نموده و به پژواک گفت که راننده، بعد از حادثه فرار کرده است.
سید جهان یکتن مسافرین ولسوالی اشترلی ـ نیلی به پژواک گفت: "ده راه می آمدیم که یک موتر فلاینکوچ ره، بیرون سرک دیدیم."
 براساس یک خبر دیگر، انحراف یک موترسایکل از سرک، شام دیروز در شهر نیلی، رانندۀ آن را به کام مرگ فرستاده است.
سمونمل روح الله مدیر ترافیک دایکندی، به پژواک گفت که این حادثه در نیلی مرکز این ولایت زمانی صورت گرفت که موترسایکل، بر اثر بی احتیاطی از سرک منحرف گردید و به مرگ راننده اش انجامید.
این درحالی است که ماه گذشته، بر اثر واژگونی یک عراده موتر فلاینکوچ در مرکز دایکندی، سه تن جان باخته و ١٢ تن دیگر نیز زخمی شدند.


۱۸ مرداد، ۱۳۹۰

علی قوم شاهی با توهین به رسانه های بامیان چه اهدافی را دنبال می کند

 به دنبال آن که مقاله ای در شماره 411 هفته نامه مشارکت ملی( ارگان نشراتی حزب وحد اسلامی افغانستان) بتاریخ 10 اسد سال روان، تحت عنوان( برخی از اصحاب رسانه ها مساوی است با اصحاب شکم)،پخش گردید، امروز تعدادی از خبرنگاران بامیان، نشر این مقاله را توهین به خبرنگاران دانسته و با فرستادن اعتراض نامه ای، از مسئولین هفته نامه مشارکت ملی، و چند نهاد مدنی و اجتماعی دیگر خواستار پیگیری قانونی موضوع گردیدند.
این جانب، به عنوان فردی که چند سالی افتخار بودن در کنار ژورنالیستان بامیان به عنوان عضوی از این خانواده را داشته ام و مدت قریب به سه سال است که در حکومت و اداره محلی بامیان به عنوان سخنگوی و مسئول مطبوعاتی مقام محترم ولایت ایفای وظیفه می کنم، اطمینان دارم که نوشته علی قوم شاهی اهداف خاصی را دنبال می کند که ممکن رویکرد واقع بینانه و حقیقت گرایانه ی ژورنالیستان و خبرنگاران محترم، پرتلاش و متعهد بامیان را نتوانسته برتابد و اینگونه یاوه سرایی نموده است.
متن نامه اعتراضیه خبرنگاران بامیان به شرح ذیل می باشد
به اداره محترم هفته نامه مشارکت ملی!
طرحی برای سرکوبی رسانه ها  با اتهامات و کذب محض
مورخ 17/5/1390
 مقاله  که (تحت عنوان برخی  از اصحاب رسانه مساوی است با اصحاب شکم) که در شماره 411 مورخه 10/اسد 90 هفته نامه مشارکت ملی ارگان نشراتی حزب وحدت اسلامی افغانستان به نشر رسیده است و در این مقاله  چهل تن از ژورنالیستان دو ولایت کشور را بطور مرموزانه تشبیه به حیوان و تروریست نموده است، به جوابیه این نویسنده چنین مینگاریم
1-  ما بدین باوریم هستیم که "  علی قوم شاهی " نام مستعار است و نام نویسنده این مقاله در تذکره شهروندی اش چیز دیگر است . وانگیزه اینکه این نویسنده از نام مستعار استفاده نموده گواه بر اتهام و شایعه سازی او می باشد و از جانب دیگر شاید جاسوس  اطلاعاتی و مزد بگیر کشورهای بیگانه باشد و ژورنالیستان که همواره دستهای مخرّب در این خاک را افشا کرده و می کنند ، از این طریق هدف قرار داده و زمینه نفوذ سیاسی و اطلاعاتی بیگانگان را فراهم نماید.
2 - ژورنالیستان مزاحی که دربین خود دارند و به شوخی با یکدیگر میگویند برنامه محتوا دارد و یا خیر، صرف شوخی بین این صنف می باشد، اما نویسنده از آن به عنوان تحقیق دروغین یاد نموده که این عمل به وضوح که کاغذ سیاه کرده است تا ذهنیت جامعه را نسبت به خبرنگاران بدبین سازد. اگر کوچکترین اسنادی این نویسنده در مورد ادعای پوچ خود میداشت از این دو ولایت نام میگرفت.  
3 - اتهامات دروغین  به چهل تن از ژورنالیستان دو ولایت، که محتاج رسانه و خبر نگار است، طرحی سیاه برای خفه نمودن آزادی بیان  می باشد و ما باورمندیم چنانچه این نویسنده هفته نامه  مشارکت ملی را استعمال نموده خودهم مستعمله ای با دارانش می باشد برای نابود ساختن رسانه ها واهالی مطبوعات در این دو ولایت.
4 - ما میپذیریم که در این دو ولایت حتی یکتن از ژورنالیستان در رشته ژورنالیزم تحصیل نکرده اند ونمیگوئیم که شامل اصلاحات نشوند  اما هر کدام از این ژورنالیستان   با سوادند وبیش از ده سال کار رسانه ای میکنند وخبرنگاران ملی وبین المللی هستند مقایسه این ژورنالیستان با تروریستان که در مقاله نویسنده آمده جفای نا بخشیدنی به حق جمع این خبر نگاران است .
5- در قسمتی از این مقاله مرموزانه  ژورنالیستان را تشبیه به حیوان کرده است در این مورد حرفی نداریم و نمایانگر شخصیت نویسنده آن مقاله می باشد.
6- ژورنالیستانی که با نشر مقاله کاذب از آدرس نشریه وزین مشارکت ملی هتک حرمت گردیده نهایت تاسف خودرا اعلان میدارند که  مسئولین این نشریه هرزه گوئیهای شخص عقده مند را به نشر سپرده و با تاختن به آبرو وعزت چهل تن از ژورنالیستان وسیله شده است.
از مسئولین هفته نامه  مشارکت ملی توقع داریم تا در زمینه این مقاله توهین آمیز، موضع گیری هفته نامه خود را  در یک سطر کوچک  مشخص سازند.
7- بی اعتبار ساختن رسانه ها واهالی مطبوعات در این دو ولایت کار شخص نویسنده نیست و طرح خطر ناکیست که از طرف باداران وی اعمال میگردد.
8- ما جمع ژورنالیستان متضرر احساس می کنیم که برای تضعیف و یا برچیدن ژورنالیستان طرح های مخربانه دیگری نیز وجود دارد، بناءً از دولت افغانستان میخواهیم که جداً تحقیقات خود را در زمینه آغاز نماید و سرنخ این حرکت های ضد دمکراسی و آزادی بیان را پیدا نموده، از ریشه آنرا خنثی سازد، زیرا یکی از دست آورد مثبت حکومت، رشد آزادی بیان در کشور می باشد، نشود خدای نخواسته این دست آورد  ضرب صفر گردد.
 قابل یاد آوری است تمام خبرنگاران بامیان در پای این اعتراض نامه امضا نموده و رونوشت های آن را به دفاتر ذیل فرستادند.
    دفتر ولایت بامیان
    حزب وحدت اسلامی افغانستان
    ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت بامیان
    دفتر سیاسی ملل متحد در بامیان
    تیم بازسازی ولایتی بامیان
    اتحادیه ملی ژورنالیستان
    اتحادیه سفما
    اداره  نی (دیده بان رسانه ها)
    مرکز همبستگی رسانه ها (مهر)
پایگاه اطلاع رسانی صدای جوان
محمدزمان احمدی
بامیان- 17اسد

۱۷ مرداد، ۱۳۹۰

کشف پارچه های از یک بت جدید در بامیان

کشف پارچه های از یک بت جدید در بامیان
پارچه هایی از بت سدوا در بامیان توسط تیم کاوشگران باستان شناس کشف گردید.
این تیم که مرکب از باستان شناسان داخلی و خارجی است به تازگی موفق شده است تا در ادامه دهمین سال گاوشگری های شان بت سدوا را کشف نموده و بر شکوه و عظمت تاریخی بامیان بیشتر امیدوار سازند.
در راس این تیم پروفیسور زمریالی طرزی باستان شناس افغانی قرار دارد که دهمین سال است که در فصل تابستان به بامیان جهت کاوشگری می آید.
پروفیسور طرزی پس از کشف این پارچه ها به رادیو بامیان گفت: این پارچه ها پارچه های بت سدوا است و بت سدوا، مجسمه بودا پیش از رسیدن به مرحله ای است که بودا به کشف معنوی رسیده باشد "
پروفیسور طرزی افزود: " این پارچه ها زینتی است که در تاج بت سدوا وجود داشته است "
کشف مجسمه های بت سدوا که در بامیان سابقه نداشته است، از نظر باستان شناسی و شناخت مکتب هنری بامیان اهمیت خاصی دارد.
وی ضمن نشان دادن این پارچه ها می گوید "این پارچه ها همانند گل های لوتوس و نیلوفر میباشد که بعضی ازاین پارچه ها خرد و بعضی شان کوچک میباشد و یکی ازین گل ها سالم به نظر می رسد که شاید در پیشانی مجسمه نصب می شده.
به گفتۀ این باستانشناس افغان، بت سدوا نمایانگر آن مرحله زندگی بودا بوده که به کشف معنوی خود دست نیافته بود.
این پارچه های مجسمه جدید در معبد بزرگ بودا معروف به معبد شاهی کشف شده است.
معبد شاهی بین دو بت بزرگ 55 متره و 35 متره قرار دارد

۱۵ مرداد، ۱۳۹۰

اندر باب روزه و رمضان در قرن بیست و یک

وقتی به بازار می روم و وارد دکان های خوراکه فروشی می شوم، انسانهای زیادی را داخل همین دکانها می بینم که مشغول خرید و فرمایش هستند.
یک کارتن خرمای اعلا
ترشی
جیلی بی
پنیر
عسل خالص
شیر
ماست
قیماق
چاکلت های ...
و غیره..........
بعد هم مرد و مردانه بسته های هزاری و پنجصدی را از جیب مبارک بیرون می کنند و نقداً قیمت تمام مواد خریداری شده را می پردازند.
در این حول و حوش کسانی را می بینی که چنین دکانهایی را از دور تماشا می کنند(به خود جرأت نمی دهند که داخل چنین دکانهایی شوند) و با چهره خاک آلود و چشمهای نا امید عبور می کنند و شاید در دل خود حسرت چه چیزهایی را که نمی خورند.

آدم وقتی چنین صحنه هایی را مشاهده می کند به یاد کلمات و جملاتی می افتد که در کتاب های دینی نوشته شده و یا از زبان علما و واعظان دین همیشه می شنوی، که گفته اند:
رمضان ماه خودسازی است، رمضان ماه رحمت و برکت است، رمضان ماه دستگیری فقراء توسط اغنیاء اند، رمضان فرصتی است برای با خبر شدن از حال گرسنه گان، رمضان ماه برابری و یک رنگی، رمضان ماه رهایی از خواسته های نفسانی و شناخت و معرفت الهی، رمضان بهار قرآن و هزاران اوصاف دیگر
و از سوی دیگر عملاً خود نمائی و تکبر و به رخ کشاندن دارایی و ثروت ثروتمندان را با خریداری های کذایی شان و حسرت و نا توانی فقرای این دین را می بینیم.
و از خود می پرسیم که آنچه در مواعظ و دستورات دینی آمده با آنچه عملاً در جوامع اسلامی مشاهده می کنیم چگونه قابل درک است؟
آیا آنچه در دین و آموزه های دینی در رابطه به فضیلت ماه مبارک رمضان آمده تنها به دوره رسالت پیامبر و خلافت خلفای راشدین بودند و بس؟
اسلام و آموزه های آن برای مسلمانان قرن بیست و یکم تفاخر است و تفرعن و به رخ کشاندن آنچه از این دنیا دارند؟
وقتی آدم به آنچه در جهان امروز مسلمانان می گذرد دقت داشته باشد متوجه می شود که ارزشهایی که بنیانگذاران این دین به وسیله آن دین را ترویج و توسعه دادند امروزه غریب و به فراموشی سپرده شده اند.
پس جا دارد که گفته شود رمضان قرن بیست ویک، رمضان یک رنگی و تعاون و با خبر شدن از حال گرسنه گان و برهنگان نیست، بلکه رمضانی است با سفره های رنگین یک جمع و سفره های خالی و تهی جمع دیگر