امروز سمینار سه روزه ای تحت عنوان "آشنائی کار با رسانه ها" با همکاری آیساف و موسسه محترم وایس در بامیان برگزار گردید।
در این سمینار که در نوع خود بی نظیر است مباحث مختلفی در چگونگی کار و ایجاد روابط با رسانه ها به میان خواهند آمد و مسئولین محترم حکومتی و نمایندگان مردم در شورای ولایتی می آموزند که در ایجاد و برقراری رابطه با ارباب رسانه چگونه عمل نمایند।
این سمینار از معدود سمینارهائی است که در بامیان با استقبال گرم و گسترده مدعوین مواجه می شوند.
۲۰ تیر، ۱۳۸۹
۱۶ تیر، ۱۳۸۹
برندگان انتخابات پارلمانی در بامیان؟
آغاز مبارزات انتخاباتی، مطابق جدول زمان بندی شده از سوی کمیسیون مستقل انتخابات، سر از دوم سرطان مجاز است، ولی در بامیان و شاید خیلی از شهر های دیگر امروز که شانزدهم سرطان است و چهارده روز از شروع مبارزات می گذرند، هنوز کدام رنگ و جنگی از مبارزه و کمپاین به صورت جدی دیده نمی شوند.
فقط چند عکس و پوستری از دو سه کاندید به چشم می خورند و دیگر هیچ.
آب و هوای انتخاباتی بگونه ای است که فضای مبارزه در آن رنگی ندارد ولی قضاوت های مردم ، مبنی بر اینکه کی پیروز است و کی ها رای خراب کننده و سیاهی لشکر، شروع شده است.
شخصاً نمی دانم که از جمع چهل و سه نفر کاندید کدام چهار نفر چهار چوکی پارلمان که سهمیه بامیان را تشکیل می دهند را به مدت پنج سال صاحب خواهند شد؟
ولی شما بگوئید که از این جمع کی ها برنده خواهند شد؟
البته این یک طرح است برای این که در آخر می خواهیم بدانیم نظریات مردم (کسانی که با انترنیت سر و کار دارند و جستجوگر خبر از طریق وبلاگ هایند) به چه میزان به واقعیت قرین می باشند.
نتیجه در روزهائی که نتایج رسمی اعلان می شود دانسته خواهند شد و تا آن روز همه صبر می کنیم و به کسی هم توهین و تحقیر نمی کنیم.
زنده و سلامت باشیم.
فقط چند عکس و پوستری از دو سه کاندید به چشم می خورند و دیگر هیچ.
آب و هوای انتخاباتی بگونه ای است که فضای مبارزه در آن رنگی ندارد ولی قضاوت های مردم ، مبنی بر اینکه کی پیروز است و کی ها رای خراب کننده و سیاهی لشکر، شروع شده است.
شخصاً نمی دانم که از جمع چهل و سه نفر کاندید کدام چهار نفر چهار چوکی پارلمان که سهمیه بامیان را تشکیل می دهند را به مدت پنج سال صاحب خواهند شد؟
ولی شما بگوئید که از این جمع کی ها برنده خواهند شد؟
البته این یک طرح است برای این که در آخر می خواهیم بدانیم نظریات مردم (کسانی که با انترنیت سر و کار دارند و جستجوگر خبر از طریق وبلاگ هایند) به چه میزان به واقعیت قرین می باشند.
نتیجه در روزهائی که نتایج رسمی اعلان می شود دانسته خواهند شد و تا آن روز همه صبر می کنیم و به کسی هم توهین و تحقیر نمی کنیم.
زنده و سلامت باشیم.
۱۳ تیر، ۱۳۸۹
عجله کار شیطان است
با رد دو نامزد وزیر از قوم هزاره، یک بار دیگر جنجال های سیاسی و به طبع آن بهره برداری های سیاسی و انتخاباتی از آن شروع شده اند.
در این مورد هرکس دیدگاه و نظری می تواند داشته باشد.( البته اگر امپریالیزم خبری و رسانه ای اجازه و امان فکر کردن به مردم و توده ها را بدهند)
بهرحال به باور من رد شدن این دو نفر می تواند علل و عوامل بسیاری داشته باشند، ولی علت و عاملی را که فعلاً وکلای مردم هزاره و رهبران سیاسی این قوم به عنوان یک اصل این است و جز این نیست می دانند و به خورد مردم افغانستان و هزاره ها می دهند، عاری از واقعیت و صحت می باشد.
این ها مدعی اند که پارلمان به تأسی از سیاست های قوم گرایانه آقای کرزی چنین نموده اند، حال آنکه اولاً آقای کرزی وظیفه معرفی نامزاد وزیران را دارند که این کار را نموده است، دوماً آقای محقق و ... به عنوان تصمیم گیرندگان و سکان داران قوم هزاره در تمام دوره کمپاین انتخابات ریاست جمهوری به مردم اطمینان دادند که دیگر شما نگران نباشید،رای از شما و کار از ما.
بناءً چه شده که شما مدعیان ناخدایان مطلق کشتی نجات این قوم، امروز این چنین به تضرع و ندامت معترف گشته و اعلان بازگشت می نمائید.
از همه مهمتر اگر عقلائی بی اندیشیم چه نیاز است که این همه چهره تکراری مانند آقای دانش داشته باشیم؟ مگر ایشان وزیر بودن را به نمایندگی از این قوم تیکه گرفته است؟
داکتر داوود علی نجفی، که کارکردهای گذشته ایشان در انتخابات ریاست جمهوری بر کسی پوشیده نیست، کدام وجدان و یا کدام وکیل، فرقی نمی کند که از کجا و از کدام قوم باشند، حاضر است که به ایشان رای اعتماد به عنوان یک وزیر بدهد؟!
بهر حال من به این باورم که دموکراسی نوپای افغانستان نیازمند یک سلسله فراز و نشیب هائی اند تا پخته و قدرتمند گردد.
پس هیچ نیازی نیست که عجله کرد.
عجله در این کار به سود دجلان و دلالان سیاست و قدرت است و دیگر هیچ.
در این مورد هرکس دیدگاه و نظری می تواند داشته باشد.( البته اگر امپریالیزم خبری و رسانه ای اجازه و امان فکر کردن به مردم و توده ها را بدهند)
بهرحال به باور من رد شدن این دو نفر می تواند علل و عوامل بسیاری داشته باشند، ولی علت و عاملی را که فعلاً وکلای مردم هزاره و رهبران سیاسی این قوم به عنوان یک اصل این است و جز این نیست می دانند و به خورد مردم افغانستان و هزاره ها می دهند، عاری از واقعیت و صحت می باشد.
این ها مدعی اند که پارلمان به تأسی از سیاست های قوم گرایانه آقای کرزی چنین نموده اند، حال آنکه اولاً آقای کرزی وظیفه معرفی نامزاد وزیران را دارند که این کار را نموده است، دوماً آقای محقق و ... به عنوان تصمیم گیرندگان و سکان داران قوم هزاره در تمام دوره کمپاین انتخابات ریاست جمهوری به مردم اطمینان دادند که دیگر شما نگران نباشید،رای از شما و کار از ما.
بناءً چه شده که شما مدعیان ناخدایان مطلق کشتی نجات این قوم، امروز این چنین به تضرع و ندامت معترف گشته و اعلان بازگشت می نمائید.
از همه مهمتر اگر عقلائی بی اندیشیم چه نیاز است که این همه چهره تکراری مانند آقای دانش داشته باشیم؟ مگر ایشان وزیر بودن را به نمایندگی از این قوم تیکه گرفته است؟
داکتر داوود علی نجفی، که کارکردهای گذشته ایشان در انتخابات ریاست جمهوری بر کسی پوشیده نیست، کدام وجدان و یا کدام وکیل، فرقی نمی کند که از کجا و از کدام قوم باشند، حاضر است که به ایشان رای اعتماد به عنوان یک وزیر بدهد؟!
بهر حال من به این باورم که دموکراسی نوپای افغانستان نیازمند یک سلسله فراز و نشیب هائی اند تا پخته و قدرتمند گردد.
پس هیچ نیازی نیست که عجله کرد.
عجله در این کار به سود دجلان و دلالان سیاست و قدرت است و دیگر هیچ.
۱۹ خرداد، ۱۳۸۹
در باره ترغای
بعضی از دوستان و بینندگان این وبلاگ می پرسند که ترغای چیست؟ بعضی ها هم که می داند ترغای یا ترغی نام یک منطقه ای است در ولسوالی پنجاب ولایت بامیان، می پرسند که، ترغای در کجای این ولایت موقعیت دارد و چگونه جائی است؟
لذا لازم است برای روشن شدن قضیه به دوستان علاقه مندان بگویم که:
ترغای یا ترغی که به دو صورت تلفظ می شود ولی در کتابهای اساس و تذکیره مردمی که باشنده این دره است به صورت ترغی نوشته می شود।
ولی این قلم به این باور است که صورت درست و صحیح آن ترغای است زیرا با توجه به اسناد تاریخی و همچنین نامهای قراء و قصبات هزاره جات که معمولاً به زبان های ترکی و یا مغولی می باشند و نیز با ملاحظه به فرهنگ نامه دهخدا این ثابت می شود که ما کدام کلمه ای با صورت نوشتاری ترغی نداریم ولی کلمه ترغای به کرات در کتب و فرهنگ نامه ها ذکر شده اند।
لذا بنده اکتفا می کنم به تشریح کوتاه از کلمه ترغای که ذیلاً خدمت تقدیم می گردد و امیدوارم که دوستان زبان شناس و ادیب ما، اگر معلومات مزید داشته باشند مرا یاری رسانند.
ترغای، دره ای است در انتهای جنو ب شرق ولسوالی پنجاب ولایت باستانی بامیان که این ولایت را با منطقه کوه بیرون ولسوالی بهسود ولایت میدان وردک وصل می کند و ازسمت شمال به منطقه سرقول یکه ولنگ راه دارد، که به معنای مرغ خوش خوان که مردم محل و هزاره ها به آن پوپ پو نیز می گویند و نیز نام پدر تیمور لنگ است که سختی، مقاومت و آهن را افاده می نمایند و در زبان مغولی به بلندی های بادگیر نیز اطلاق می شود.
لذا لازم است برای روشن شدن قضیه به دوستان علاقه مندان بگویم که:
ترغای یا ترغی که به دو صورت تلفظ می شود ولی در کتابهای اساس و تذکیره مردمی که باشنده این دره است به صورت ترغی نوشته می شود।
ولی این قلم به این باور است که صورت درست و صحیح آن ترغای است زیرا با توجه به اسناد تاریخی و همچنین نامهای قراء و قصبات هزاره جات که معمولاً به زبان های ترکی و یا مغولی می باشند و نیز با ملاحظه به فرهنگ نامه دهخدا این ثابت می شود که ما کدام کلمه ای با صورت نوشتاری ترغی نداریم ولی کلمه ترغای به کرات در کتب و فرهنگ نامه ها ذکر شده اند।
لذا بنده اکتفا می کنم به تشریح کوتاه از کلمه ترغای که ذیلاً خدمت تقدیم می گردد و امیدوارم که دوستان زبان شناس و ادیب ما، اگر معلومات مزید داشته باشند مرا یاری رسانند.
ترغای، دره ای است در انتهای جنو ب شرق ولسوالی پنجاب ولایت باستانی بامیان که این ولایت را با منطقه کوه بیرون ولسوالی بهسود ولایت میدان وردک وصل می کند و ازسمت شمال به منطقه سرقول یکه ولنگ راه دارد، که به معنای مرغ خوش خوان که مردم محل و هزاره ها به آن پوپ پو نیز می گویند و نیز نام پدر تیمور لنگ است که سختی، مقاومت و آهن را افاده می نمایند و در زبان مغولی به بلندی های بادگیر نیز اطلاق می شود.
۱۶ خرداد، ۱۳۸۹
دغدغه های فکری من
مدتی بود که به انترنیت دسترسی نداشتم و بیشتر خبرهای رویدادها و حوادث کشورم و جهان را از طریق رادیوها می شنیدم।
ولی چند وقتی است که به این مبارک شده ی قرن تکنالوژی فکری بشر دسترسی تقریبی دارم و هروقت که فرصت پیدا کردم، کوشش می کنم پس از خواندن امیل هایم به بعضی از سایتها و وبلاگ ها سر بزنم (البته این روزها کم کم عادت کرده ام) و وقتی به لیگان سرور جوادی می روم و با دنیایی از تعصب، تبعیض و سیاست های تبعیض گرایانه زمامداران این کشور مواجه می شوم و از رهبران و رهروان کاروان معامله و تیکه داری سخن گفته می شود، دلم می خواهد که بگویم نفرین بر شما و معامله و تیکه زدن های شما।
ولی وقتی به برخی از سایت ها و وبلاگ هایی دیگر می روم که از همین تیکه داران ،به اصطلاح آقایان مجمع سیاسی راه نو، به عنوان ناجیان و سکان داران قوم یاد می کنند گیج گیج می شوم و با خود می گویم خدایا منی که از این جهان یعنی جهان سیاست و سیاست بازی و دروغ و دروغ گفتن چیزی نمی دانم و و با الفبای آن هم آشنائی ندارم چه باید بکنم؟
سرنوشت این ملت بیچاره هزاره به کجا می انجامد؟ آخر و عاقبت این مردم چه خواهد شد؟
در آخر می گویم ای کاش یک بار دیگر بابه مزاری زنده می شد و خودش با همان صراحت لهجه ای که داشت می گفت هزاره ها وظیفه شما این است که ...
ولی چند وقتی است که به این مبارک شده ی قرن تکنالوژی فکری بشر دسترسی تقریبی دارم و هروقت که فرصت پیدا کردم، کوشش می کنم پس از خواندن امیل هایم به بعضی از سایتها و وبلاگ ها سر بزنم (البته این روزها کم کم عادت کرده ام) و وقتی به لیگان سرور جوادی می روم و با دنیایی از تعصب، تبعیض و سیاست های تبعیض گرایانه زمامداران این کشور مواجه می شوم و از رهبران و رهروان کاروان معامله و تیکه داری سخن گفته می شود، دلم می خواهد که بگویم نفرین بر شما و معامله و تیکه زدن های شما।
ولی وقتی به برخی از سایت ها و وبلاگ هایی دیگر می روم که از همین تیکه داران ،به اصطلاح آقایان مجمع سیاسی راه نو، به عنوان ناجیان و سکان داران قوم یاد می کنند گیج گیج می شوم و با خود می گویم خدایا منی که از این جهان یعنی جهان سیاست و سیاست بازی و دروغ و دروغ گفتن چیزی نمی دانم و و با الفبای آن هم آشنائی ندارم چه باید بکنم؟
سرنوشت این ملت بیچاره هزاره به کجا می انجامد؟ آخر و عاقبت این مردم چه خواهد شد؟
در آخر می گویم ای کاش یک بار دیگر بابه مزاری زنده می شد و خودش با همان صراحت لهجه ای که داشت می گفت هزاره ها وظیفه شما این است که ...
۱۴ خرداد، ۱۳۸۹
روز جمعه و کارگاه آموزشی
قبل از اینکه مطلبم در باره این کارگاه را بخوانید عکسهای پایانی این کارگاه را که در روز رخصتی دایر شده بود را مشاهده نمائید.
.JPG)
.JPG)
.JPG)
.JPG)
امروز جمعه است و باید در خانه و کنار خانواده می بودم ولی یکی از دوستانم شب گذشته خبر داد که فردا(جمعه) کارگاه آموزشی در مرکز فرهنگی لینکن واقع در دانشگاه بامیان برگزار می گردد।
امروز که جمعه بود من شرکت کردم و از مواد آموزشی آن استفاده شایان نمودم و مواردی در حول وحوش مصاحبه کردن، چگونگی اداره میزهای گیرد و مدورو چیزهایی در این فصل و باب।
مهتاب خانم که یک آمریکائی فارسی زبان است این کارگاه آموزشی را رهبری و هدایت می نمود که با استفاده از میتودهای جدید به ما خیلی چیزهای آموخت.
امروز که جمعه بود من شرکت کردم و از مواد آموزشی آن استفاده شایان نمودم و مواردی در حول وحوش مصاحبه کردن، چگونگی اداره میزهای گیرد و مدورو چیزهایی در این فصل و باب।
مهتاب خانم که یک آمریکائی فارسی زبان است این کارگاه آموزشی را رهبری و هدایت می نمود که با استفاده از میتودهای جدید به ما خیلی چیزهای آموخت.
۲۱ اردیبهشت، ۱۳۸۹
هاله ای از ابهام
در این روزها ولایت بامیان شاهد حرکت هائی اند که از سوی برخی به حرکت های مدنی تعبیر می شوند و از سویی، بعضی دیگر به این نوع حرکت ها برچسب توطئه و دسیسه می زنند।
این که کدام جانب حق به جانب است بر می گردد به قضاوت و دیدگاه شما و مردم ، ولی مرا به این باور است که همه باید شناختی از الفبای عناصر دولت و حکومت و مردم دموکراتیک داشته باشند و به عنوان بهترین گزینه تا زمانی که بدیلش ظهور ننموده داشته باشند و حرکت ها، فعالیت ها، دستوردادن ها و به چالش کشیدن ها و در بند کشیدن ها وجهه انسانی و قانونی داشته باشند.
این که کدام جانب حق به جانب است بر می گردد به قضاوت و دیدگاه شما و مردم ، ولی مرا به این باور است که همه باید شناختی از الفبای عناصر دولت و حکومت و مردم دموکراتیک داشته باشند و به عنوان بهترین گزینه تا زمانی که بدیلش ظهور ننموده داشته باشند و حرکت ها، فعالیت ها، دستوردادن ها و به چالش کشیدن ها و در بند کشیدن ها وجهه انسانی و قانونی داشته باشند.
اشتراک در:
پستها (Atom)
